عشق محمّد بس است و آل محمّد!

 

 

نه شاهینی

و نه عقلت

به دامنه‌ی پرواز کبوتران نجف می‌‌رسد؛

همین!

 

سیگاری روشن می‌کنم

و به ترانه‌ای از اولاد علی می‌اندیشم

که ناخوانده مانده برای روز مبادا

که زودتر بادا!...

 

 

پی‌نوشت:

از جناب آقای حسین‌نژاد بخوانید: من شیعه‌ام!

و طرح سرکارخانم مردانی را ببینید: پنج خطّ حمّال شیطان!

سخن آخر: نام خانوادگی من «نقیان» است؛ تا کور شود هر آن که نتواند دید!

 

/ 89 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بارونی

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه پایان رسیدن

محمد حسن اسفندیارپور

سلامی به عطر باران بروز هستم و منتظر مهربانی شما ای معنی تردید به ایمان و یقینم لب باز کن از باغ لبت سیب بچینم من آتش رقصان دراویش مغانم انگور بنوش از تپش خاک برینم

مهدیه

سلام آقای نقیان ممنونم که سر زدید به وبلاگم. موفق باشید

آرتا

سلام بر شما انشالله روزگار بر وفق مرادتان باشد آری در امتحانات به سر میبریم به زودی خواهم آمد حضورتان سبز زرد ...اما قرمز مباد

بارونی

عشق عبارت است از همه چیز را برای یک هدف دادن و به پاداشش هیچ چیز نخواستن ، این انتخاب بزرگی است ، چه انتخابی!. شریعتی

رحیم

درودفراوان دعوتید برای خوانش و نقد رباعی و تبادل لینک بدرود

rebeca

موفق باشید... در ضمن.. خیلی خیلی زیبا بود...

دختر ماه

سلام دوست عزیز. با شعری از استاد آبان به روزم.[گل]