کودک‌کشی...

 

کودکان سرزمین خسته مرا اگر

سربه‌سر

از کنار مادران

                  به دوش سرد دارها کشیده‌اید

او که صاحب عصاست می‌رسد

وعده خداست:

                        می‌رسد‍!

 

 

=====================

برای میانمار نوشته بودم؛ این روزها که یمن، این روزها که فلسطین...

/ 9 نظر / 23 بازدید
غلامعلی

سلام چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانانست مباد این جمع را یارب غم از باد پریشانی (حافظ) با توضیح چهل ویکمین غزل حافظ شیرین سخن آپم ومنتظر نظر ارزشمندتان می باشم. گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

سیمین شیرالی

ترا بر دوش می کشیدند مردان خدا جایی که سینه گرم مادرت باید بدرود می گفتی و سینه سرد سنگ را به آغوش می کشیدی سلام و درود گرامی چه تصویر زیبایی

سیمین شیرالی

ماهی های غزه ------------------ ماهی های کوچک بر دست ها شناور می روند تا گهواره های سنگی کودکی هایشان را زنده به گور کردند زین پس خاطراتشان دست به دست می چرخد و این خیابان همیشه یکطرفه ست از مجموعه سیمین

باران

درود بر شما شاعر گرامی نیمایی کوتاه و استادانه و دردمندانه ای بود. به نظرم آمد سرزمین زخمی هم بشه گفت هرچند سرزمین خسته هم تعبیر موثری است. خیلی زیبا..

سه گانیکو

سلام و درود فراوان با احترام دعوتین به کارگاه نقد [گل]

سلام

محمد عزیزم. ست مریزاد.[گل][گل][گل]

صهبای بیدگلی

سلام و درود او که صاحب عصاست می‌رسد وعده خداست: می‌رسد‍!............ مانا باشید