بی‌تویی...

 

 

1

خسته‌ام

از این خیابان‌ها

که هرچه پرسه می‌زنم

به بهار نمی‌رسند

و این تقویم لعنتی

که گم کرده 

فصلی را

به نام تو...!


2

به جرم دوست‌داشتن‌ات

پاهایم را قلم کردند

حالا من مانده‌ام و

به قدر تمام خیابان‌ های شهر

مشق شب...

 

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٠
تگ ها :