دیروز... امروز... فردا...

 

 

دیروز غزلی بودم

آویزه‌ی آسمان...


بی‌مطلع نگاهت

بانو!

دارم پیر می‌شوم

قصیده‌ای

کنج دفتر خاموشی...


باید که تکه‌تکه کنم خود را

فردا شاید

هم‌پای عبورت 

از 

این سطور غبارگرفته

متولّد شوم

در چارپاره‌ای...

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢
تگ ها :