راست نوشته‌بودی؛ امّا...

 یک خبر:


جشن رونمایی مجموعه ی "پروانه های ابری"

 خدمت سرکارخانم اکبریان, تبریک عرض می‌کنم.

 

و امّا شعر:


 
بیدارم می‌کنی
باهم چای می‌نوشیم
خیابان‌های تازه‌به‌خورشید‌رسیده را
قدم می‌زنیم
امّا...
 
همه‌ی ‌شعرهای عاشقانه را
به موهایت گره می‌زنم
لاجرعه سرمی‌کشم
چشم‌هات را
به اوّلین گل سرخ که می‌رسم
می‌بوسم‌اش
و ترانه‌ای که دوست داری
برایت می‌خوانم
امّا...
 
بهار را به گردن‌ات می‌آویزی
میوه‌ی تابستان را
برایت پوست می‌گیرم
پاییز برایم سوپ می‌پزی
و تمام زمستان را
در آغوش‌ هم به خواب می‌رویم
امّا...
 
شب می‌رسد
از خواب می‌پرم
دوباره نامه‌ات را می‌خوانم
راست نوشته‌بودی:
"ما برای هم ساخته نشده‌ایم"
امّا
این همه دل‌تنگی برای چیست؟
 
 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢
تگ ها :