گواهی پیش از فوت

 


سرطان ریه مرا می‌کشت

اگر 

سیگار را ترک نکرده بودم؛

حالا امّا

که تو مرا ترک کرده‌ای

فکر می‌کنم

در جایی که مانع کسب است

بمیرم

از ایستادن بی‌جای قلبم،

یا از سل که بیماری عشّاق است و 

شعرهای خونینی که

هرشب سرفه‌شان می‌کنم،

یا از نداشتن گرمی آغوش‌ات

سینه‌پهلو می‌کنم،

یا جگرم را تکّه‌تکّه خواهد کرد 

شوکرانی

که از چشم‌های تو 

به کام کلامم ریخته؛

یا شاید...

شاید...


به هرحال

از این مطمئن‌ام:

مرگ من

مربوط می‌شود

به حوالی ِ سینه‌ام!

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥
تگ ها :

دیروز... امروز... فردا...

 

 

دیروز غزلی بودم

آویزه‌ی آسمان...


بی‌مطلع نگاهت

بانو!

دارم پیر می‌شوم

قصیده‌ای

کنج دفتر خاموشی...


باید که تکه‌تکه کنم خود را

فردا شاید

هم‌پای عبورت 

از 

این سطور غبارگرفته

متولّد شوم

در چارپاره‌ای...

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢
تگ ها :