نه شاهینی

و نه عقلت

به دامنه‌ی پرواز کبوتران نجف می‌‌رسد؛

همین!

 

سیگاری روشن می‌کنم

و به ترانه‌ای از اولاد علی می‌اندیشم

که ناخوانده مانده برای روز مبادا

که زودتر بادا!...

 

 

پی‌نوشت:

از جناب آقای حسین‌نژاد بخوانید: من شیعه‌ام!

و طرح سرکارخانم مردانی را ببینید: پنج خطّ حمّال شیطان!

سخن آخر: نام خانوادگی من «نقیان» است؛ تا کور شود هر آن که نتواند دید!

 


برچسب‌ها:
+ تاريخ ۱۳٩۱/٢/٢۱| ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ| نويسنده: محمّد نقیان| دسته ی: نظرات ()

 

خواستم از او بنویسم؛

قلم از پهلو

              شکست...

 

 


برچسب‌ها:
+ تاريخ ۱۳٩۱/۱/۱۸| ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ| نويسنده: محمّد نقیان| دسته ی: نظرات ()

 

سلام. بی‌ هیچ حرف دیگری، از خدای مهربان، سالی پربرکت برای سروران و عزیزان آرزو می‌کنم. نوروزتان مبارک! 

 

 

 1) 

همه منتظرند

مسیح برگردد؛

من

چشم‌به‌راه مریم‌ام... 

 

2)

آه ِ من هرگز نمی‌گیرد تو را بانو

گرچه می‌سوزد دلم، امّا خیالت تخت

شعله‌اش آبی‌ست! 

 

 


برچسب‌ها:
+ تاريخ ۱۳٩٠/۱٢/٢٥| ساعت ٤:۱٥ ‎ق.ظ| نويسنده: محمّد نقیان| دسته ی: نظرات ()

 

 

ای فال‌گیر  ِ کوچک ِ خوش‌لهجه!

در دست‌های گنگ ِ بلاتکلیف

دنبال ردّ پای کدامین غریبه‌ای؟

 

این بغض‌های سرزده

                                معنا نمی‌شوند

 

زحمت نده زمین و زمان را!

در من مسافری‌ست

                             که هرگز نمی‌رسد...

 

 

پی‌نوشت: عنوان این‌پست، از آوازی‌ست محلّی...

 


برچسب‌ها:
+ تاريخ ۱۳٩٠/۱٠/۱٢| ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ| نويسنده: محمّد نقیان| دسته ی: نظرات ()

 

 

 

وقتی برادرم مرد در آن غروب سنگین

حتّی کبوتران هم انگار مرده بودند

گنجشک‌های خسته در زخمه‌های سرما

آوازهای خود را از یاد برده بودند

 


برچسب‌ها:
+ تاريخ ۱۳٩٠/۱٠/٦| ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ| نويسنده: محمّد نقیان| دسته ی: نظرات ()

 

 

باخبر شدم که استاد رضا کاظمی نمایشگاهی مجازی برای فروش آثارشون به نفع امور خیریه برگزار کردند که دوستان می‌توانند از آن بازدید کنند و هم از زیبایی آثار خط، نقاشی و کاشی بهره ببرند و هم زیبایی یاری...

 

 

دیزاین دکور

 

==========================================

 

 


 
 
عاشقی که
برای آدم حواس نمی‌گذارد!

جا گذاشته‌بود
دست‌هایش را
کنار علقمه...

 

 
 
 
 
 
 
پی‌نوشت: 
به "زهیر" گفته بود: «به خدا قسم فداکاری خود را به گونه‌ای ابراز کنم و به تو نشان دهم، که هرگز نظیرش را ندیده باشی!»
این شعر یادگارمحرّم پارسال است.
عنوان مطلب، مصرعی‌ست از نوحه‌ای...



برچسب‌ها:
+ تاريخ ۱۳٩٠/٩/٩| ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ| نويسنده: محمّد نقیان| دسته ی: نظرات ()

 

 

 

از سکوت کوچه‌ها گذشت

سایه‌ی ستاره‌ای غزل‌به‌دوش...

سهم این دل یتیم کوش؟

 

 

و امّا:

الله الله فى الفقراء والمساکین فشارکوهم فى معاشکم...

"امیرالمؤمنین علیه‌السّلام"


«آری؛ جهت هوای خود، به صددرم سماع کنم و جهت رضای خدا، ده‌درم ندهم.»

پس چه گونه درست آید بندگی و دوستی حق؟

"شمس‌الدّین‌محمّد تبریزی"

حالا این مادر...

شتاب کن! شتاب کن!

(پرداخت آن‌لاین کمک‌ها در این‌جا)

 

 


پی‌نوشت: ترکیب "غزل‌به‌دوش" را از سیّدرضا شنیده‌ام

 


برچسب‌ها:
+ تاريخ ۱۳٩٠/٦/٢| ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ| نويسنده: محمّد نقیان| دسته ی: نظرات ()