کودک‌کشی...

 

کودکان سرزمین خسته مرا اگر

سربه‌سر

از کنار مادران

                  به دوش سرد دارها کشیده‌اید

او که صاحب عصاست می‌رسد

وعده خداست:

                        می‌رسد‍!

 

 

=====================

برای میانمار نوشته بودم؛ این روزها که یمن، این روزها که فلسطین...

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٥
تگ ها : نیمایی ، کوتاه

دورادور...

 

 

مثل نور آفتاب

لابه‌لای ابرهای توبه‌تو

خط‌ به‌خط رسیده تا زمین

خنده تو هم

رسیده است

از میان شهرها و دشت‌ها

تا همین سطور واژه‌چین

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۳
تگ ها : نیمایی ، کوتاه

برای مادربزرگ...

 

مائیم و دلی و درد و داغی دیگر

خاموشی ماه شبچراغی دیگر

دامانش باغ ما، بهار ما بود

دل را چه کنیم خوش به باغی دیگر

 

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۸
تگ ها : رباعی ، کلاسیک ، کوتاه

یکسالی است تک بیت مانده...

 

ای دست با سخاوت آیینه زارها

عطری بزن به پیرهن بی بهارها

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٤
تگ ها : کلاسیک

جیلان...

 

ماشه را

بر شقیقه ات میچکانی

و خونت ستاره میشود

شتک زده بر دیوار شب


ماشه را میچکانی

و کوبانی نه،

من سقوط میکنم
 
  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٧
تگ ها : آزاد ، کوتاه

یک رباعی

 

میگشت به دنبال نشانی دیگر

در شعر به جستجوی آنی دیگر

حرف از لب او طعم غریبی میداد

او مردی بود از زمانی دیگر

 

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٥
تگ ها : رباعی

یک رباعی

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٥
تگ ها :

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٠
تگ ها : کوتاه ، آزاد

 

 

الا کـه شانه تـو استـواریم آمـوخت

بنــا نبــود کـــه پشـــت مـــرا بلــرزانی

بنا نبود که خورشید چشم هایت را

به زیـر ابـری از خـاک هــا بپـوشـانی

تسلی دل غمدیده ام شده است، پدر

که در مه رمضان پیش دوست مهمانی

  

به حکم خدا یعقوب ما را بوی پیراهان به مشام روح رسید و گریبان جان به شوق درید که در ماه ضیافت الله میهمان شهید رمضانش باشد داغی که به سینه داشت از فراق دو نور دیده به مرهم اجل درمان کرد، گرچه ما را به دوریش پریشان داشت. "بلی، فرقت یاران سخت است و جدایی جسم و جان بازیچه نیست. ایام هجر است و لیالی بی فجر. درد دوری هست و تاب صبوری نیست."× مگر آنکه خدای تعالی مهر بورزد و از صبوری آن پیر عزیز به بازماندگانش بیاموزد که خدایمان کافی است در همه حال...

 

با تشکر از کلیه عزیزانی که همراهی‌شان در سوگ پدر، تسلّی‌بخش ما بود، به اطلاع می‌رساند مراسم یادبودی روز جمعه مورخ 20/4/93 در محل مسجد حجّت تهران واقع در بزرگراه رسالت - مجیدیه شمالی - 16متری اول شمالی برگزار می‌گردد.

 

 

 

× از منشآت قائم مقام.

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٦
تگ ها :

.: در حسرت ناشنیده‌هایی که تویی :.

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱۸
تگ ها : رباعی

ترانه‌ای برای پدر

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۸
تگ ها : ترانه ، چهارپاره

برای برادرم...

 

کاش مثل فیلم‌ها

لحظه‌ای که پاک نا‌اُمید می‌شدم

با تکان پلک‌های تو...

 

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱۱
تگ ها : نیمایی ، کوتاه

آسیب‌شناسی

مشاهده یادداشت خصوصی

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٩
تگ ها : رباعی

...

 

کودک یتیم!

خشت‌خشت شوکت شب سیاه

آه توست

مات ماجرای این و آن مشو

دیپلمات‌های هرکجا

                                اگر

پای قطع‌نامه‌ها

                          تو را ز یاد می‌برند

باز هم طلوع آفتاب

از حدود شرقی نگاه توست

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٠
تگ ها : نیمایی ، کوتاه

خبر کوتاه

 

مردم! خبر، خبر!

توفیق ناشران گرامی:

چاپ هزاربارهٔ آثار ِ بی‌اثر!

 

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۳٠
تگ ها : کوتاه ، نیمایی

...

 

ما کان

           ما یکون:

"ما هیچ...

            ما نگاه..."×

 

 

× از سهراب


  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٧
تگ ها : نیمایی ، کوتاه

تقدیم به ناجی‌العلی، نزار قبّانی و شهیدش بلقیس!

 

روزی که دور نیست

گنجشک سرزمین مقدس

پرواز پرحماسهٔ خود را

با بالهای سرخ ابابیل

تکرار میکند

 

روزی که رود اردن

                   راهش را

رو به مدیترانه عوض میکند

لبریز از قصاید درویش

دریای مرده را

بیدار میکند

 

زیتون پیر،

        باز 

             کبوتر را

بر آشیان شانهٔ امنش

از عطر خنده‌های خداوند

سرشار میکند

 

روزی که دور نیست

کابوس‌های صخرهٔ صهیون

تعبیر حسن یوسف را خواهد دید

دستان کودکان فلسطین،

                      به جای سنگ

از گوشه‌گوشه‌اش

آوازهای روشن داوود را خواهدچید

 

روزی که دور نیست

تقدیر ناگزیر جهان، غیر نور نیست!

 

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۸
تگ ها : نیمایی

حسرت...

 

خیره به پنجرهء روبرو

 

خشکیده بر دیوار

 

سر گوزن

 

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٧
تگ ها : آزاد ، کوتاه

باز هم اردیبهشت گذشت و تو را نبوسیدم...

سلام دوستان عزیز؛ دلم تنگ همه شماست... ببخشید که به خاطر خرابی کامپیوتر و خودم این مدت نتونستم خدمت برسم و جواب محبتاتون رو بدم. امیدوارم بتونم باز اینجا فعال باشم.

 

 

دریای علی الطّلوع و لنجی باشد

من باشم و تو، خلوت دنجی باشد

صبحانه هم از لبت... ولی نه، بگذار

در قافیه ام نان ِ برنجی باشد!

 

 

  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٥
تگ ها : رباعی

«پدر» و «مادر»...

 

 

 

 

 

.: پدر :.


روزی این آیه را

بر گل‌دسته‌ای به بلندای برادرم

در گوش‌های آجری شهر

فریاد می‌کنم:

همانا برای من

پدر

از هر عبادت سودمندی

برتر و والاتر است

حتّی نماز جمعه!

 

 

.: مادر :.

 

نه زمین و نه باران

نه آفتاب و نه آتش

نه فرشتگان روزی‌آور

و نه حتّی خدا...

 

این، شیارهای پرنور دستان مادر است

که به نان

               برکت می‌دهد!

 


  
نویسنده : محمّد نقیان ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٠
تگ ها :

← صفحه بعد